•.¸¸.•* با هم باشیم...*•.¸¸.•

|
مژدهی وصل توام ساخته بیتاب امشب |
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب | |
|
گریه بس کردهام ای جغد نشین فارغ بال |
که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب | |
|
دورم از خاک در یار و ، به مردن نزدیک |
چون کنم چارهی من چیست در این باب امشب | |
|
بسکه در مجلس ما رفت سخن ز آتش شوق |
|
نفسی گرم نشد دیدهی احباب امشب |
|
شمع سان پرگهر اشک کناری دارم |
|
وحشی از دوری آن گوهر سیراب امشب |




بوسه هاي تو
گنجشکهاي پر گوي باغند
و تنت رازي است جاودانه
که خلوتي عظيم با منش در ميان مي گذارد
تن تو کلمه اي که در آن مي نشيند
تا نغمه اي در وجود آيد
سرودي که تداوم را مي تپد
در نگاهت همه مهربانيهاست
قاصدي که زندگي را خبر مي دهد.
و در سکوتت همه صداها
فريادي که بودن را
تجربه مي کند.



ترکم مکن ای عشق من بی همزبانم



خوب یا بد اولین و آخرین شعر منی




يــــــكنفرهست كــه ازپنجره هــا نـــــرم و آهسته مـــرا می خواند 
